قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2869

تاريخ الفي ( فارسى )

ناگاه از پهلوى او از آن دكان‌ها پياده‌اى برجست و كاردى كه داشت حوالهء وزير نمود . اتّفاقا ، آن كارد از وزير رد شده به استرى كه سوار بود رسيد و پياده‌هايى كه همراه وزير بودند وزير را تنها گذاشته در پى آن شخص دويدند ، كه رفيق ديگر آن مرد ، فرصت غنيمت دانسته ، خود را به وزير رسانيده آن‌چنان كاردى به پهلوى او زد كه وزير درساعت از اسب درافتاد . و آن مرد چون وزير را تنها يافته بود ، بر آن يك كارد اكتفا نكرده چند كارد ديگر به او خلانيد چنانچه زياده از سى كارد به او زد . القصّه ، وزير ابو طالب سميرمى را برداشته به گورستان بردند و قاتلان او را در همان‌جا پاره‌پاره كردند . و در تاريخ ابن اثير جزرى « 1 » مسطور است كه از عجايب احوال آنكه منجّم وزير آن روز ، وقتى كه وى در حمام بود ، طالع او را تخمين نموده كس پيش او فرستاد ، كه « ساعتى بهتر ازين نخواهد بود . بايد كه در همين لحظه متوجّه اردوى سلطان شوند و توقّف مطلقا نفرمايند . » چنانچه بندگان وزير مىخواستند كه در حمام طعام بخورند كه منجّم شتاب كرد ، كه « طعام را در منزل بايد خورد ، كه از براى سفر ساعتى خوبتر از اين يافت نخواهد شد . » اتّفاقا ، به مجرّد سوار شدن سفر آخرت پيش گرفت . گويا كه سعادتى كه منجّم از طالع يافته بود در آن نشاء خواهد بود . و از جملهء وقايع اين سال آنكه امير جيوش بيگ ، اتابك ملك مسعود « 2 » ، كه مدتى با سلطان محمود مخالفت مىورزيد ، بعد از گرفتارى ملك مسعود ، به تفصيلى كه سابقا قلمى شد « 3 » ، او نيز به ملازمت سلطان محمود رسيده نوازش پادشاهانه يافت و او را سلطان محمود امير الامراى ولايت آذربايجان و گنجه و بردع گردانيده به آن جانب فرستاد « 4 » . چون جيوش بيگ به آن حدود رسيد به واسطهء تحكّمات بىهنگام ميانهء او و جمعى كثير از امراى آن سرحدّ مخاصمت و منازعت به هم رسيد . و چون امراى در خانه نيز با وى صاف نبودند چندان چيزهاى نالايق از وى به عرض سلطان محمود رسانيدند كه سلطان در ماه [ 15 الف ] رمضان

--> ( 1 ) . مؤلف از كتاب الكامل ابن اثير بهره‌هاى فراوان برده است و در طى تأليف كتاب خود به اشكال مختلف از اين اثر ابن اثير ياد كرده است : همچون " تاريخ ابن اثير " ، " الكامل فى التاريخ " ، " كامل التواريخ " و جز آن ؛ كه در تمام مواضع منظور همان الكامل است . ( 2 ) . مراد از ملك مسعود ، ابو الفتح مسعود بن محمّد بن ملكشاه است كه به تصريح ابن خلّكان ( وفيات الأعيان ، وفيات سال 691 هجرى ) در سال 547 ه . ق در همدان فوت كرده و در مدرسهء جمال الدّين اقبال خادم مدفون گرديده است . ( 3 ) . مسعود و جيوش بيگ در سال 514 ه . ق آشكارا سر به شورش برداشتند ؛ امّا آقسنقر برسقى ، سپهسالار محمود ، آن دو را در اسدآباد همدان شكست داد و تنها وزير مسعود ، حسن بن علىّ الطغرايى زندگىاش را باخت . ( 4 ) . جيوش بيگ مأمور فرونشاندن آتش فتنه‌اى بود كه طغرل و اتابگ جديدش آقسنقر احمديلى در اين منطقه برپا كرده بودند .